تا اواخر مصاحبه فکر میکردم مهمترین بخش گفتوگو بخش مربوط به تفکیک کتابهای درسی دختران و پسران است تا اینکه علی ذوالعلم، مشاور وزیر آموزش و پرورش و مدیرکل دفتر برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی از بررسی طرح جنجالبرانگیز دیگری خبر داد. طرح کم کردن دوران تحصیل دختران. شوکی که این خبر به مصاحبه و من وارد کرد در حدی بود که مجبور شوم بخشهای مهم دیگری از مصاحبه را برای گنجاندن سوالاتی در مورد این طرح حذف کنم. حجتالاسلام ذوالعلم اولین مشاور معمم وزیر آموزش و پرورش بعد از ۳۰ سال است. معلوم است که از سهسال پیش که در اولین نشست خبریاش به ما معرفی شد بیش از پیش در سمتش جا افتاده، آنچنان که در مسیر تحولی که نظام آموزش و پرورش برای خود تعیین کرده از جستوجو برای طرحها و برنامههای جنجالبرانگیز فروگذار نمیکند. صبور و موقر به سوالات ما پاسخ میدهد و در دادن وقت مصاحبه نهایت همکاری را دارد.
● چندی پیش در خبری آمده بود که حوزه علمیه قم طرحی را با عنوان طرح جامع نظارت و تدوین کتب درسی در دست دارد. آیا با فضای دینی اسلامی که بر کل جامعه حاکم است و در راستای همکاری مدرسه و حوزه این امکان وجود ندارد که حوزه بهطور خاص و جدا از دستگاههای دیگر قصد نظارت خاص بر کتابهای درسی دارد؟
▪ طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در مورد شورایعالی آموزش و پرورش وظیفه نظارت بر برنامهها و کتابهای درسی به عهده شورایعالی آموزش و پرورش قرار دارد بنابراین تنها مرجع قانونی که میتواند بر کتابهای درسی نظارت قانونی کند شورایعالی آموزش و پرورش است. ولی ما از بقیه دستگاهها کمک علمی و پژوهشی دریافت میکنیم. از حوزه، از پژوهشگاهها نظرخواهی میکنیم. کمک آنها به معنی نظارت نیست. در این چند سال هیچگونه نظارتی از طرف حوزه علمیه بر کتابهای درسی اعمال نشده. ولی یک نوع همکاری بین ما و حوزههای علمیه وجود داشته که از زمان وزارت آقای مظفر شروع شده، در دوره آقای حاجی هم استمرار پیدا کرده و در دوره آقای فرشیدی تقویت شد و حالا هم ادامه دارد. بحث بر سر این است که حوزه علمیه با توانمندی تخصصی خود بهخصوص در مورد کتابهای دینی میتواند به ما کمک کند و ما آماده هستیم این کمک را دریافت کنیم. آن مطلب به این صورت مطرح نبوده که حوزه علمیه نظارتی بر کتابهای درسی داشته باشد. قطعا خبر مخدوش است. یا ما چنین چیزی را اطلاع نداریم. حدسم این است که دوستان از یک پروژه پژوهشی خبر دادند.
● سازمان برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی همواره به همکاری با اساتید تاکید میکند اما هرگز ندیدیم از اساتید بنام در حوزههای تاریخ، محیطزیست و ایرانشناسی و ادبیات و... در این کار دعوت شود؟ چرا با اساتید بنام ارتباط نمیگیرید؟ آیا آنها به دلایلی تمایل به همکاری با شما را ندارند یا شما گزینشی عمل میکنید؟
▪ ما بسترسازیهای خوبی انجام دادیم و سعی کردیم این کار را در قالب یک فرآیند درآوریم. اعتقاد داریم شورای برنامهریزی و تالیف ما یک شورای ملی است و باید بتواند در سطح کلان از همه توانمندیها استفاده کند ولی خود همین شخصیتها بعضا نمیتوانند فرصت کافی برای ما قرار بدهند. چون جلسات شورای تالیف و برنامهریزی گروه هر هفته جلسه دارند و افراد باید کار مطالعاتی انجام دهند خوب اینجور افراد هم یا گرفتارند یا تدریس دارند یا پروژه دارند و مجموعا در آن حدی که فضای آموزش و پرورش اقتضا کند نمیتوانند وقت بگذارند. ضمن اینکه در نشستهای تخصصی نقد و بررسی کتابهای درسی حضور همه افراد از هر طیف فکری آزاد بوده. نشستها از سال گذشته شروع شده و ادامه دارد و از همه صاحبنظران دعوت میکنیم برای طرح دیدگاههایشان البته قولی نمیدهیم برای عمل کردن به دیدگاهها، چون باید ما همه را در یک سامانه درآوریم و به دانشآموزان ارائه دهیم. شعار ما در سازمان تالیف و برنامهریزی کتب درسی این است که در سازمان به روی همه باز است و ما با روی باز از نظرات همه استقبال میکنیم.
● برنامه درسی ملی الان در چه مرحلهای است؟
▪ از سه سال قبل اواخر سال ۸۴ تدوین آن شروع شده است. دو سال فرصت داریم و باید در اردیبهشت سال آینده این را به شورایعالی آموزش و پرورش تقدیم کنیم. ما تا آخر امسال باید بتوانیم نگارش اول را به شورایعالی آموزش و پرورش ارائه بدهیم بعد از اینکه شورا روی آن اعمالنظر کرد و اعتباربخشی شد در شورا تصویب میشود و به اجرا در میآید.
در برنامه درسی ملی آیا نیازهای دانشآموزان متعلق به قوم و مذاهب دیگر دیده شده است. بهخصوص که عنوان میشود یکی از دلایل افت تحصیلی دانشآموزان مناطق اقوام ایرانی به دلیل تفاوت زبان درسی با زبان مادری است.
اتفاقا بعضی از استانهای مورد نظر شما از نظر وضعیت افت تحصیلی از استانهای به ظاهر مرکزی ما بهترند. ما در برنامه درسی ملی باید تعیین تکلیف برای همه عناصر بکنیم. اینکه چه مقدار از برنامه ما باید انعطافپذیر باشد چه مقدار باید غیرمتمرکز باشد، چه مقدار باید به هویت منطقهای و بومی دانشآموز توجه کند همه اینها را ما باید در برنامه درسی ملی مشخص کنیم. عملا هم ما در این مسیر قدم برداشتیم. معتقدیم تقویت هویت ملی در بچههای ما یکی از مهمترین کارکردها و اهداف برنامه درسی است و تقویت هویت ملی در کشور ما بدون توجه به هویتهای منطقهای و بومی میسر نیست. یک دانشآموز کرد، بلوچ یا ترک در عین اینکه خود را کرد، بلوچ و ترک میداند، متعلق به ایران میداند. بنابراین توجه به این داشتیم. در کتابهای درسی ما این کار انجام شده در دوره متوسطه ما الان یک درس جغرافیای استان داریم. دقیقا متمرکز میشود بر جغرافیای هر استان و قرار است این درس را به درس استانشناسی تبدیل کنیم.
● بهطور مصداقی چطور به نیازهای بچههای این اقوام و مذاهب توجه میکنید؟
▪ قبلا توجه داشتیم اما سامانمند و نظاممند نبوده و یک مقداری بر حسب انتخاب افراد و سلیقه مدیران این کار انجام میشده و با تنظیم برنامه درسی ملی اینها قانونمند میشود و یک مرجع قانونی در کشور تعیین میکند ما در هر جهتی چه خطمشی و سیاستی را پیش بگیریم.
● كمی ریزتر شویم. در کتابهای درسی بهطور نمونه تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان آنجا که به نقشها و وظایف هر یک از افراد خانواده اشاره میشود آمده نقش زن خانهداری، همسرداری،رسیدگی به تکالیف مدرسه بچهها و امور خانه است. آیا واقعا این نقشی که به زنان نسبت داده میشود با واقعیت جامعه یکی است. یاد دادن این نقش به بچهها در مدرسه یاد دادن پذیرش آشکار تبعیض در جامعه نیست؟
▪ ما قطعا در برنامههای درسیمان در یک چارچوب هدفگذاری کاملا روشن باید این کار را انجام بدهیم یعنی یک مبنای نظری مشخصی باید داشته باشیم و باید در آن چارچوب هدفگذاری کنیم. اگر بنا باشد فلسفه آموزش و پرورش اسلامی برای ما مبنا باشد تفاوت نقش بین زن و مرد در اسلام کاملا یک امر پذیرفته شده است. این تفاوتها جنبه طبیعی دارد و ریشههای فطری هم دارد بدون اینکه ذرهای در ارزش انسانی زن و مرد تفاوتی ببینیم. زن و مرد هر دو انسانهایی هستند که از ظرفیتهای مشابه برای کمال برخوردارند و حتی در بعضی از زمینهها ظرفیتهای زنان بیشتر از مردان هم هست. در همان کتابهایی که اشاره کردید ما تصاویری داریم که زنان رأی میدهند یا اینکه کار صنعتی انجام میدهند بنابراین اینکه زن در بازار کار و در عرصه سیاست حضور داشته باشد اینها قطعا هست. اما حضور خانوادگی زنان به عنوان مدیر خانواده قطعا قویتر است در جامعه ما.
اینگونه نحوه انتقال مطلب به بچهها کاملا به تبعیض منجر شده است. جوابی که همه بچهها به این سوال داده بودند تنها نقش مادری، خانهداری و همسرداری بوده است.
نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد که به یک تبعیض ناروا برسیم باید پرهیز داشته باشیم. اما اینکه نقشهای متفاوت اجتماعی و اقتصادی زن و مرد هم برای دانشآموزان روشن شود واقعا مسئله مهمی است. امروز دختران و پسرانمان به نقشهای خانوادگی خودشان خیلی اشراف ندارند و با آن مأنوس نیستند و بعدها در زندگی خانوادگیشان دچار چالش میشوند. تصور اینها این هست که برابری زن و مرد در حقوق و در جایگاه و شأن انسانی لزوما به این معناست که مثلا زن هم موظف است مثل مرد نانآور خانه باشد.
● این نسلی که الان میفرمایید نسلی هستند که کتابهایی را خواندند که همه نقش زن را خانهداری و همسرداری و نقش مرد را نانآور عنوان کرده است.
▪ البته یک نکته دیگر هم هست؛ تاثیرگذاری روی نسل ما فقط از طریق کتاب درسی که نیست. ما امروز یکی از چالشهای اساسیمان در جامعه این است که ابزار مختلف نگرشهای متفاوتی را به بچههای ما منتقل میکنند و بچههای ما گاهی دچار یک سردرگمی هم میشوند.
● خب اساسا مسئله همین است که آنچه در کتابها و برنامههای درسی میآید با زندگی واقعی متفاوت است.
▪ تاکید ما و سعی ما در هدفگذاریهایمان این است که شأن زن و شأن مرد هر دو در حد خودش توجه شود کتابهای ما با این دیدگاه که زن فقط باید در خانه بنشیند و هیچ نقش اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نداشته باشد مخالفت کرده است.
● مصداق این دیدگاه بهطور عینی چیست؟
▪ عرض کردم تصاویر در کتابها. مثلا تصاویری است که زنان دارند رأی میدهند و کار علمی و صنعتی انجام میدهند. اینها در کتابهای ما آمده مثلا زن را پشت میکروسکوپ نشان داده است. در حال حاضر من فکر نمیکنم در کتابهای درسی ما این تعادل رعایت نشده باشد یا اگر اشکالی وجود داشته باشد اشکال فاحشی باشد. البته بعضیها هستند که نقد میکنند و با این تصور که ارزش انسانی دختران به این است که بتوانند لزوما همه کارهای پسرانه را انجام بدهند یا ارزش پسران در این است که همه کارهای دخترانه را انجام بدهند با این دیدگاه کتاب ما را نقد میکنند. ما اصل این دیدگاه را مورد نقد قرار میدهیم و میگوییم واقعا در زندگی انسانها از نگاه علمی و تاریخی؛ اعتقادی بالاخره تفاوتی بین زنان و مردان از جهت نقش اجتماعی و خانوادگی وجود دارد یا نه اگر دارد به همان اندازهای که وجود دارد نه بیشتر و نه کمتر اینها را به بچهها منتقل کنیم.
● توجه به این مورد در برنامه درسی ملی هست؟
▪ بله یکی از نکات در برنامه درسی ملی همین هست که ببینیم واقعا دختران ما، پسران ما چه استعدادهایی دارند و متناسب با آن نظام آموزشی تعیین شود. الان پسران ما نیازهای ویژهای دارند که به آن توجه نکردیم بالاخره نیروی اصلی کارگری جامعه ما را پسرها تشکیل میدهند، اگر پسرها اهل کار و آچار به دست گرفتن نباشند اهل بیل زدن نباشند واقعا جامعه ما فردا چه میخواهد بشود. همه میخواهند کارمند شوند و واقعا رکن خانواده را زنان تشکیل میدهند. اگر دانشآموزان دختر ما با بحث تربیت و مدیریت خانواده آشنا نشوند، جامعه فردا چگونه میشود.
● چندی پیش از طرف آقای علیاحمدی مسئله تفکیک جنسیتی کتابهای درسی مطرح شد که مخالفتهای زیادی را در پی داشت. از آنجا كه ایشان در نیمه راه تدوین برنامه درسی ملی به وزارت آموزش و پرورش منصوب شدند آیا این مورد در برنامه درسی گنجانده شده یا هماکنون نظر ایشان اعمال شده است؟
▪ ببینید امیدوارم بحث ما دقیق مطرح شود و موجب بدفهمی و سوءتفاهم نشود. هر نظام تعلیم و تربیتی یک مبنای فلسفی خاص خودش را دارد، یعنی مبانی انسانشناسی هستیشناسی و معرفتشناسی اینها پایههای نظری هر دستگاه تعلیم و تربیت را شکل میدهد. ما به خاطر اینکه اسلام را به عنوان یک دین معقول پذیرفتیم خود به خود مبانی تعیلم و تربیت ما از این مبانی است. در این مبانی بهطور صریح مشخص است که زن و مرد هر دو انسانند و به تربیت نیاز دارند که آنها را در رسیدن به کمال انسانی کمک کند. بنابراین در جهت بنیادیترین آموزشها حتما زن و مرد مشترکند هر دو باید با نگرشهای عمیق آشنا باشند، مسوولیتهای اجتماعی خود و مکارم اخلاقی و علمی خود را تقویت کنند اما یک بخشی از نیازهای دختران و پسران ما متفاوت است. آن بخش متفاوت بخش اصلی برنامه درسی ما نیست.
● منظورتان آموزشهای جنسی است؟
▪ آموزشهای جنسی نه، بلکه آموزشهایی که به جنسیت بر میگردد یعنی تفاوتهای جنسیتی که بین زن و مرد هست، نقشها و آموزشهای مختلفی را اقتضا میکند. باید ما اینها را ببینیم. این به این معنی نیست که ما همه کتابهای درسیمان از همدیگر متفاوت باشد. مثلا در درس دینی در بحث اصول زن و مرد مشترکند. اما در احکام شرعی تفاوت وجود دارد. حالا اگر این تفاوت خواست در یک کتاب به ۱۵ درصد برسد، نمیتوانیم این ۱۵ درصد را هم برای دختران و هم برای پسران بگذاریم و بگوییم هر دو از یک کتاب استفاده کنند. بلکه آنجا باید یک کتاب برای دختران و یک کتاب برای پسران داشته باشیم. اگر سخن از تفکیک کتاب هست به این معنا نیست که همه مطالب متفاوت است. بلکه ما به خاطر مطالب متفاوت دو کتابش کردیم. آن هم برای تسهیل در یادگیری. اما کتاب ریاضی دختران و پسران باید متفاوت باشد؟ این را ما هنوز بهش نرسیدیم. ممکنه نظریاتی مطرح شود اما هنوز به این نرسیدیم که همه کتابهای ما در همه دورهها و پایهها باید متفاوت باشد. ولی در حال حاضر هیچ کدام از کتابها متفاوت نیست. در برنامه درسی ملی ما به این مطلب توجه کردهایم که این تفاوتها در حدی که واقعیت دارند دیده شوند. نه بیشتر و نه کمتر. یک بحث دیگری مطرح است که هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده و در قالب یک سوال قابل طرح است و آن سوال این است آیا اساسا طول زمانی که دانشآموزان دختر ما به آموزش نیاز دارند با طول زمان پسران ما یکسان است؟ آیا استعداد برتر دختران و تمرکز دختران بر آموزش موجب تسریع در آموزش نمیشود که ما بگوییم اگر یک محتوای مشترک و ثابتی داریم برای دختران و پسران. شاید دختران این توان و این کشش را داشته باشند که در زمان کوتاهتری این آموزش را ببینند. و ما بیخود یک سال دختران را معطل پسران نکنیم. این بحث هم اخیرا در بعضی از محافل کارشناسی مطرح شده که هوش یادگیری دختران در دوره عمومی قبل از دانشگاه تا سن ۱۷ سال از پسران قویتر است. آمار میانگین معدل بچهها و ورود بچهها به دانشگاه همه اینها را تایید میکند. این بحث در قالب یک سوال مطرح است ما هنوز به جمعبندی مشخصی نرسیدیم. آنچه که در دنیا وجود دارد این است که دخترها و پسرها را از این جهت مساوی دیدند.
● کشوری را سراغ دارید که آموزشهای رسمی دختر و پسر از نظر مدت زمان با هم فرق کند؟
▪ نه نداریم ولی اگر به این جمعبندی برسیم یک نوآوری خواهد بود و ممکن است بقیه را هم متوجه این نکته کند.
● چون یکی از نگرانیهای برخی دستگاهها بالا رفتن سن ازدواج دختران است آیا طرح چنین موضوعی برای دختران برای ازدواج سریعتر آنها نیست؟
▪ نه. اما واقعا یکی از نگرانیهای دختران این است که سن ازدواج آنها به تاخیر میافتد. الان با توسعه تحصیلات عالی در کشور دختران تا قبل از اینکه کارشناسی را تمام نکنند خیلی وارد خانواده نمیشوند و خود دختران احساس میکنند اگر میتوانستند زودتر این فرصت را پیدا کنند، شاید بهتر بود.
● یعنی زودتر درسشان تمام میشد و ازدواج میکردند؟
▪ احسنت. بدون اینکه ما فرصتی را از دختران بگیریم. یعنی یک بحث ظریف اینجاست. در واقع به خاطر اینکه حق دختران رعایت شود ما نباید دختران را معطل پسران قرار دهیم. مثلا در یک مسابقه دو اگر دختران زودتر توانستند به نقطه هدف برسند ما به دختران بگوییم شما بایستید چون پسرها از شما کندتر میآیند، کندی اینها را تحمل کنید.
● چه مکانیسمی تعریف میکنید تا دختران همان محتوای علمی پسرها را در زمان کمتر یاد بگیرند؟
▪ اگر این نظر کارشناسی تایید شود که دختران هوش و توان یادگیریشان و تمرکز یادگیریشان بیشتر از پسران است یعنی ما در نظام آموزشی فعلیمان داریم یک بخشی از ظرفیت و توان دختران را نادیده میگیریم. باید بهگونهای عمل کنیم که مطمئن شویم همان کیفیت آموزشی و همان محتوای آموزشی مورد نیاز به دختران هم برسد. تا زمانی که کارشناسان به درستی این نظر نرسند ما دست به کار نمیشویم. در حال حاضر به عنوان یک سوال علمی و کارشناسی مطرح است.
● در این صورت تکلیف تعهدات بینالمللی آموزش و پرورش و وظایف تاکید شده در قانون اساسی در مورد آموزش افراد چه میشود؟
▪ ما این ملاحظات را باید داشته باشیم. ما فقط به یافتههای علمی بسنده نمیکنیم. باید بهگونهای عمل کنیم که تعارضی با قانون اساسی و تعهدات بینالمللی ما نداشته باشد.
● این یکجور تبعیض نیست؟
▪ نباید منجر به تبعیض شود، ولی فکر میکنیم این بحث اگر از نظر علمی مطرح شود قاعدتا کسانی وارد میدان خواهند شد و از این بحث دفاع خواهند کرد. ممکن است بعضیها بخواهند از آن الگوبرداری کنند.
● سهم پژوهش در کشور ما از درآمد ناخالص ملی به یک درصد هم نمیرسد چطور میتوانیم بگوییم ما در تحقیقات به چنین چیزی رسیدیم که هیچ یک از ۲۰۰ کشور جهان به آن نرسیدهاند. آموزش و پرورش ایران ظاهرا روابط کاری خوبی با ژاپن دارد حتی ژاپن هم چنین روش آموزشی ندارد؟
▪ نه اینجور نیست. اتفاقا یکی از صاحبنظران برنامه درسی ژاپن اینجا بود، دیدم در مورد چالشهایی که ما خودمان به راهحلهایی رسیدیم آنها هنوز نرسیدهاند.
صحبت سر بومی بودن و تطابق برنامهها با بستر عملی کار نیست. شما میگویید یک بحث علمی و تحقیقی من هم به جنبه علمیاش اشاره دارم. اگر این موضوع مبنای علمی داشت ما حداقل باید یک نمونه در دنیا میداشتیم.
نه ممکن است حالا آنها نفهمیدند ما فهمیدیم چه اشکالی دارد. ما معتقد نیستیم بقیه بیشتر از ایرانیها میفهمند یکجا ممکن است ما بهتر بفهمیم.
● فرمودید یکی از دلایل طرح موضوع کم کردن زمان تحصیل دختران در مدرسه مسئله بالا رفتن سن ازدواج بوده است؟
▪ نه به عنوان یک علت ولی به عنوان یک قرینه چرا. یعنی ما اگر بتوانیم فرصت دختران را برای ورود به زندگی خانوادگی در یک موقع مناسب فراهم کنیم این یک کمکی است به آنها و ما آنها را در نظام آموزشی معطل نمیکنیم - مصاحبه : روزنامه کارگزاران
نحوه تحول آموزش و پرورش در همه كشورهای جهان چالشی بزرگ برای دولت ها است. حتی پیشرفته ترین نظام های آموزش و پرورش جهان مدام تئوری های جدیدی ارائه می دهند و می كوشند با ایجاد تغییرات لازم در نظام آموزش و پرورش خود، برای رویارویی با مقتضیات عصر جدید آماده شوند. یكی از پیشروترین كشورها در این زمینه انگلیس است. انگلیسی ها به صرف هزینه های زیاد برای تغییرات دائم در نظام آموزشی شان مشهورند. با این همه آنها همیشه از نظام آموزشی خود ناراضی اند و در نتیجه این تغییرات را به طور دائم اعمال می كنند. به عنوان مثال آخرین نظریه آنها این است كه باید از سن دو سالگی آموزش جدی را به كودكان آغاز كرد. نظام آموزش و پرورش ما هم از این قاعده مستثنی نیست. تاكنون بارها تغییراتی در شیوه كار آموزش و پرورش به وجود آمده و حالا كه با كم شدن تدریجی تعداد دانش آموزان ، هم از هزینه های آموزش و پرورش كاسته می شود و هم كلاس ها كم جمعیت تر می شود، بهتر می توان به تحقیقات و پیاده كردن تجربیات موفق سایر كشورها در نظام آموزش و پرورش پرداخت.
یكی از بزرگترین موضوعاتی كه آموزش و پرورش ما می تواند به آن بپردازد ایجاد سیستم آموزش فعال در كلاس های درس است تا دانش آموز فكر كند، كار كند و معلم افكار دانش آموزان را هدایت كند. به عبارتی لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوری خارج شود.
همچنین لازم است حداقل آموزش ها و مهارت هایی كه دانش آموزان برای ورود به عرصه كار و زندگی نیاز دارند به آنها داده شود. این آموزش هم فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. چراكه مفهوم سواد درجهان امروز تغییر كرده است. آموزش باید جزو ذات دانش آموز شود تا او بتواند تحلیل كند و مسئله حل كند و گلیم خودش را از آب بیرون بكشد و نیز توانایی كار با رایانه را برای كسب و تحلیل اطلاعات داشته باشد.
● در تعریف سواد تجدید نظر كنیم
با ورود به قرن ۲۱ میلادی و گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی، سواد دیگر همان معنی كلاسیك توانایی خواندن و نوشتن را ندارد. بلكه مفهوم سواد، سواد الكترونیكی و به عبارتی توانایی استفاده از رسانه های الكترونیكی به خصوص اینترنت است و مؤلفه های دیگری را هم دربرمی گیرد. همین سطح سواد الكترونیكی و به روز شدن اطلاعات فارغ التحصیلان یكی از مهمترین چالش های كشورهای در حال توسعه از جمله ایران، در قرن ۲۱ به شمار می آید. چرا كه در جامعه اطلاعاتی كسی كه خواندن و نوشتن می داند و حتی فراتر از آن تحصیلات عالی دارد ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت را نمی داند باسواد تلقی نمی شود. همین امر تغییر بنیادین در نظام های آموزشی را می طلبد.
در حالی كه در كشور ما هنوز تعداد رایانه نسبت به جمعیت بسیار كم است و هنوز دانش آموزان زیادی پیدا نمی شوند كه به رایانه دسترسی داشته باشند یا نحوه استفاده صحیح از رایانه را بدانند.
ماهرخ مرتضوی كارشناس تكنولوژی آموزشی می گوید: «رایانه و عصر اطلاعات نحوه تدریس و ارزشیابی و برنامه های درسی مدارس را تغییر داده و می دهد. در مدارس جدید دانش آموزان می آموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را كه از اینترنت می گیرند پردازش كنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده كنند. همچنین آنها می توانند با منابع علمی جهان ارتباط برقرار كنند. در این شرایط اگر دانش آموزان ما سواد الكترونیكی نداشته باشند، نمی توانیم انتظار داشته باشیم كه در آینده همگام با تحولات جدید پیش بروند. چراكه تجار با سواد الكترونیكی می توانند بهتر تجارت كنند، كارمندان می توانند مهارت هایشان را افزایش دهند و مدیران دانش مدیریتشان را افزایش دهند.»
بنابراین اگر ما می خواهیم در دسته كشورهای پیشرفته باشیم و فرهنگ خود را اشاعه دهیم لازم است نهضت سوادآموزی الكترونیكی را جدی بگیریم و آموزش و پرورش سواد الكترونیكی را در سرلوحه اهداف خود قرار دهد. در درجه اول لازم است رایانه و اینترنت با قیمت ارزان در دسترس همه قرار بگیرد و همه رایانه را جزو وسایل ضروری منزل خود به شمار آورند و دانش آموزان در همه مدارس از جمله در مناطق محروم رایانه و اینترنت در اختیار داشته باشند. همچنین از آن مهم تر لازم است كه در درجه اول معلمان آموزش ببینند تا بتوانند خودشان از رایانه و اینترنت به بهترین وجه استفاده كنند و شیوه استفاده از رایانه و اینترنت و تحقیق را به دانش آموزان بیاموزند.
● آموزش مهارت های غیردرسی ضروری است
نظام های آموزشی بسیاری از كشورها هدف ایجاد مهارت های غیر درسی را برای ورود به بازار كار و افزایش آستانه تحمل و بردباری برای مواجهه با پیچیدگی های جوامع امروزی جدی می گیرند. اما با وجود گام هایی كه برداشته شده ما هنوز نتوانسته ایم آموزش های متناسب با فناوری های قرن ۲۱ را در نظام آموزش و پرورش مان لحاظ كنیم و همچنان جای خالی بسیاری از مباحث مربوط به مهارت های زندگی در نظام آموزشی ما به چشم می خورد.
بعضی از این مهارت ها، مهارت هایی هستند كه هم در محیط كار و هم در زندگی روزمره و خانوادگی لازمند. به عنوان مثال می توان از مهارت حل مشكل، مهارت تحلیل و روابط عمومی نام برد. بنابراین از نظام آموزشی انتظار می رود حداقلی از مهارت هایی كه مردم به آنها نیاز دارند را آموزش دهد. با كاسته شدن از جمعیت دانش آموزی، نظام آموزشی می تواند در كلاس هایی كه از جمعیت آنها كاسته شده، مهارت هایی نظیر كار گروهی را به دانش آموزان آموزش دهد.
واقعیت این است كه بر اساس شیوه های جدید آموزشی دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را كنار گذاشته اند، بلكه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشاركت را می آموزند. در عصر جدید كسانی كه می خواهند وارد بازار كار شوند باید توانایی مناظره، تمركز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند كه به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین كنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی كه می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.
مرتضی خلخالی كارشناس باسابقه آموزشی می گوید: «دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و كتاب های مرجع و راهنما و امكانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی را برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم.»
● می توان آموزش كارآفرینی را در كتاب ها گنجاند
در كشور ما مدتی است كه كارآفرینی اهمیت زیادی یافته است و بسیاری از دستگاه های دولتی و سازمان ها برنامه هایی را برای افزایش تعداد كارآفرینان تدارك دیده اند. منتها تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان های كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پر رنگی در كتاب های درسی گنجانده شود. مدت هاست كشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده اند برای این كه نسل بزرگسال كارآفرینی پرورش دهند، باید آموزش كارآفرینی را از دوران كودكی و نوجوانی آغاز كنند. چراكه كودكی كه با پول و كسب و كار درست و شرافتمندانه آشنا می شود، در آینده نیز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نیز به وجود چنین انسان هایی نیاز مبرم دارد.
ژاپن نخستین كشوری بود كه آموزش كارآفرینی را از مدرسه شروع كرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنی در دبیرستان های این كشور آموختند كه چگونه باید در حین تحصیل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتی كشورشان كمك كردند. این تجربه و تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان هایی كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پررنگی در كتاب های درسی ایران نیز گنجانده شود.
از طرف دیگر هم برای این كه انسان های كارآفرینی داشته باشیم، باید به دانش آموزان كمك كنیم كه خلاقیت شان را حفظ كنند. روانشناسان می گویند كه بیشتر كودكان زیر ۵ سال ایرانی خلاق اند ولی فقط تعداد كمی از آنها بعد از ۵ سالگی خلاقیت شان را حفظ می كنند. این به معنای آن است كه نحوه آموزش و پرورش كودكان ما صحیح نیست. ما در خانه و مدرسه ذهن كودكانمان را با اطلاعات از پیش تعیین شده پر می كنیم و این رویه را تا پایان دوران مدرسه ادامه می دهیم. به این ترتیب كودكان و نوجوانان ما توانایی كشف، اختراع، استنتاج و نیز قوه خلاقیت شان را از دست می دهند. به این ترتیب نمی توانیم چنان كه باید افراد كارآفرین پرورش دهیم.
ایراد نوع آموزش ما در این زمینه این است كه از پیش تعیین شده است. در حالی كه كودكان خودشان باید به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرك های گوناگون از جمله ارتباط با طبیعت، افراد و فیلم های مناسب مواجه شوند.
موضوع دیگری كه در آموزش و پرورش كشورهای پیشرفته جدی گرفته می شود این است كه همه كودكان باید دوره پیش دبستانی را بگذرانند. در مهد كودك های این كشورها هم امكانات زیادی برای توسعه تفكر خلاق بچه ها ایجاد شده و برای هر گروه سنی محیط های بازی و اسباب بازی های ویژه مهیا شده است. مهدهای كودك در این كشورها، پرورش خلاقیت های ذهنی، مهارت های فیزیكی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقیت و حس استقلال را هدف قرار داده اند. تمام اینها دست به دست هم می دهد كه از كودكان امروز، افرادی با ایده های نو و كارآفرینانه به وجود بیاید. در نهایت اجباری شدن آموزش پیش دبستانی از نیازهای مبرم نظام آموزش ما است.
البته شرط موفقیت تمام این برنامه ها معلمان هستند. معلمان باید به طور مداوم آموزش ببینند و مطمئن شویم كه با علاقه وارد این حرفه می شوند زیرا تا زمانی كه معلمان متحول نشوند، نمی توان امیدی به تغییر شیوه آموزش و پرورش داشت. حالا كه تعداد دانش آموزان كاهش یافته می توان به بازآموزی معلمان پرداخت و حتی آنها را به خارج اعزام كرد و یا از استادان خارجی برجسته دعوت كرد تا به معلمان آموزش دهند و به تحول در نظام آموزش و پرورش كمك كنند.
حمیده احمدیان راد - گزارش : روزنامه ايران

وزیر آموزش و پرورش با تاکید بر جذب نیروهای کارشناس، خبره و کارآفرین در بدنه این دستگاه گفت: آموزش و پرورش یک بنگاه کاریابی نیست و این نهاد نیازمند به کارگیری انسانهای خلاق و نوآور است.
به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا علی احمدی امروز در جلسه شورای معاونین و مدیران آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق استان در باشگاه فرهنگیان ساری افزود: آموزش و پرورش باید مبتنی بر آموزها وحیانی و نگاره های ملی مذهبی در کشور طراحی شود.
وی خاطر نشان کرد: کتب دینی در آموزش و پرورش باید مبتنی بر نیازهای دینی حال و آینده جامعه باشد.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه فرهنگیان پرچمدار مشارکت سیاسی جامعه هستند، تصریح کرد: آموزش و پرورش امروز به برکت وجود معلمین دلسوز و زحمتکش فرهنگی توانسته بر ارتقاء سطح سواد و معلومات دانش آموزان این مرز و بوم بیافزاید.
علی احمدی با بیان اینکه آموزش و پرورش امروز در کشور دارای نواقص و نارسایی هایی است، یادآور شد: آموزش و پرورش ایران، به روز و مدرن نیست.
به گفته وی، آموزش و پرورش نیازمند ایجاد خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی، اراده، پرورش، بصیرت، تعقل، شکوفایی همه جانبه استعدادهای فطری به فرهنگ نهاده شده در وجود یکایک فرزندان این ملت است.
وی با بیان اینکه آموزش و پرورش نیازمند تخصص های فراوان جدیدی است، گفت: این بدنه عریض و طویل کشور نیز نیازمند انسان های خلاق و نوآور از بین ممتازین دانش آموختگان حوزه و دانشگاه است.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز تحولات بزرگی در دنیا به وقوع پیوسته یا در حال اتفاق است که ما هنوز خود را برای پاسخگویی به آنها وفق ندادیم.
علی احمدی اظهار داشت: برای تحول در آموزش و پرورش نیازمند شناسایی فرصت های تربیتی هستیم.
وی با بیان اینکه هنوز در تعریف تعلیم و تربیت در جامعه آموزشی دچار مشکل هستیم افزود: آموزش و پرورش تا رسیدن به تحول غایی در عرصه معرفت دینی و رهنامه تربیت اسلامی فاصله بسیاری دارد.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه عزم ملی برای تحول در عرصه تعلیم و تربیت اسلامی در کشور نیاز است اظهار داشت: چشم انداز و دیدگاه مشترک در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش مشخص نیست. به گفته علی احمدی، عدم مداخله نهادهای غیرمتخصص در آموزش و پرورش لازم است.
این نوشته با عنوان "به نام فرهنگیان به کام مدیران" در روزنامه کارگزاران پنج شنبه ۳۰ آبان به چاپ رسید. اینک جهت اطلاع و اظهار نظر شما عزیزان تقدیم می گردد.
توزیع سود یا زیان
بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل 329/13 تومان میباشد و سرمایهی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان میرسد.
این سرمایه به علاوهی داراییهای ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان میشود این انتظار را پدید میآورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.
اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!
پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایهی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟
نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان میدهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامهی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کمبهره دریافت نموده است.
عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج میبرد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.
در پیشینهی فرهنگی ایرانیان و در سنت دینی مسلمانان آموزگاران از جایگاه ویژهای برخوردارند. بر اساس نظرسنجیهایی که در چند سال گذشته از شهروندان به عمل آمده است معلمان یکی از اقشار اجتماعی هستند که بیشترین میزان اعتماد اجتماعی را به خود جلب کردهاند. به رغم این همه احترام و شانی که آموزگاران در فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی دارند، متأسفانه از نظر معیشتی از جایگاه شایستهای برخوردار نبوده و نیستند. در همهی دورانها و زمانها هستند کسانی که تلاش مینمایند تا با برپا کردن مؤسسات و اماکنی بتوانند اندکی از عقبماندگیهای معیشتی و مالی این قشرتلاشگر و اثرگذار را جبران نمایند.
بیش از 30 سال است که شرکتهای تعاونی مصرف فرهنگیان با هدف خدمترسانی به فرهنگیان بنیانگذاری شدهاند. «شرکتهای تعاونی مصرف شرکتهایی هستند که دارای دو هدف میباشند یکی از اهداف آنها فروش اجناس لازم برای مصرف زندگی و دیگری تقسیم سود و زیان میان شرکاء است» (1)
با توجه به اهداف فوق به بررسی عملکرد این شرکت میپردازیم.
شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در اکثر شهرستانها دارای شعبه میباشد. در شهر تهران این شرکت بیش از 20 شعبه دارد. شعبههای شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در شهر تهران در محلهای پر تردد و با دسترسی آسان قرار گرفته است و دفتر مرکزی این شرکت در میدام امام خمینی است. با وجود زیاد بودن تعداد شعبههای این شرکت در شهر تهران و دسترسی آسان به آنها به دلایل متعدد فروشگاههای این شرکت از استقبال فرهنگیان برخوردار نبوده است.
تفاوت نداشتن قیمت اجناس این فروشگاهها برای فرهنگیان با سایر فروشگاهها و در برخی موارد بالاتر بودن قیمت برخی از اجناس نسبت به سایر فروشگاهها، برخوردار نبودن از تنوع کالا، به روز نبودن کالاها، ندادن سرویسهای مدرن و روزآمد، نداشتن جلوهها و زیباییهای ظاهری و ... از دلایل عدم رویکرد بسیاری از فرهنگیان به این فروشگاهها است.
توزیع سود یا زیان
بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل 329/13 تومان میباشد و سرمایهی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان میرسد.
این سرمایه به علاوهی داراییهای ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان میشود این انتظار را پدید میآورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.
اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!
پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایهی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟
نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان میدهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامهی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کمبهره دریافت نموده است.
عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج میبرد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.
مدیران غیر قانونی
مجمع عمومی عادی نوبت دوم شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان رأس ساعت 9 صبح روز پنجشنبه 24/5/87 در محل تالار اجتماعات دکتر علی شریعتی منطقه 16 آموزش و پرورش تهران با حضور اعضاء و نمایندهی قانونی وزارت تعاون برگزار گردید.
دستور این جلسه به قرار زیر بود:
1- استماع گزارش عملکرد سال 86 هیأت مدیره و بازرس
پس از استماع گزارش هیأت مدیره بر اساس اختیارات مجمع عمومی عادی این مجمع به این گزارش رأی منفی داد.
2- اتخاذ تصمیم در خصوص صورت مالی و سود و زیان شرکت در سال 86
پس از ارائهی تراز مالی به مجمع عمومی عادی، اعضاء به این گزارش نیز رأی منفی دادند و اعلام گردید که این گزارش و صورت حسابهای مالی شرکت جهت بررسی دقیق باید به سازمان حسابرسی سپرده شود تا در ارتباط با صورتحسابهای مالی و دفاتر آن بررسی دقیق به عمل آید.
3- تصویب بودجهی سال 87 و گزارش تغییرات سرمایه و تعیین خط مشی آتی
4- انتخاب هیأت مدیره برای سه سال
5- انتخاب یک نفر بازرس برای یک سال مالی
لیست کاندیداهای نامزد شده برای هیأت مدیره شرکت حکایت از آن دارد که مدیران رده بالا و میانی وزارت آموزش و پرورش علاقهی وافری به مدیریت در این شرکت دارند. نامزدی رئیس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران، معاون ایشان و ... در این انتخابات توجهی جدی آنان به مدیریت در این شرکت را نشان میدهد!!!
از ابتدای برگزاری مجمع گزارشهای متعددی از بروز انواع تقلب و تخلف برای رأی آوری عدهای خاص در انتخابات گزارش میشود. به رغم تأکید اساسنامه شرکت که هر عضو تنها میتواند دارای سه برگه رأی (خود و وکالت دو عضو دیگر) باشد، موارد متعددی مشاهده شد که برخی از اعضا شناخته شده دارای چندین برگه رأی و در مواردی بیش از 10 برگ رأی بودند.
با هوشیاری و اگاهی اعضاء و هیأت رئیسه مجمع موارد تقلب و تخلف بررسی و در انتها با توجه به تخلفها و تقلبهای زیاد و درخواست اعضاء مجمع برای ابطال انتخابات، که اسناد آن موجود است، انتخابات باطل گردید.
بر اساس قانون تعاونیها که صراحت دارد حداکثر 2 ماه پس از پایان هر سال مالی و قبل از پایان دورهی خدمت هیأت مدیره یا بازرسان باید مجمع عمومی عادی که یکی از دستورهای آن انجام انتخابات است برگزار شود، و با دستور نمایندهی وزارت تعاون که در جلسه حضور داشته است حداکثر 2 ماه پس از آن جلسه میبایست هیأت مدیره شرکت نسبت به برگزاری مجمع عمومی و انتخاب هیأت مدیره جدید اقدام مینمود.
اما متأسفانه تا کنون در این راستا هیچ اقدامی صورت نگرفته است. لذا از آنجائیکه در مجمع عمومی عادی گزارش مالی و تراز آن با رأی منفی اعضاء مواجه شده است و انتخابات هیأت مدیره با خواست اعضاء و هیأت رئیسه مجمع ابطال گردیده است ادامهی مدیریت مدیران قبلی غیر قانونی قلمداد میشود.
از مدیران ارشد آموزش و پرورش و وزارت تعاون که مسئول نظارت بر امور تعاونیها میباشند انتظار میرود با برگزاری هر چه سریعتر مجمع عمومی تعاونی به این روند غیر قانونی خاتمه دهند تا شبهه خیانت به جای خدمت به فرهنگیان و انتفاع از مدیریت بر این شرکت و شرکتهای مشابه از آنان رفع گردد.
(1) قانون فعالیت، تشکیل تعاونیها، معاونت توسعه و ترویج تعاونیهای وزارت تعاون – چاپ 1384



